مرد متناقض، از اخراج از سپاه، تا اخراج از رادیو فردا!

ه گزارش رادیو دیروز، معمولاً با تحولات گسترده اجتماعی، افراد زیادی پیدا می شوند که منافع خود را در تبدیل به "چهره" شدن در این تحولات دنبال می نمایند. و چون اساسِ این فعالیت ها مسائل مالیست، طبعاً با تحولات بعدی همین اشخاص در جریانات آتی، مجدداً به "چهره" تبدیل می شوند، البته این بار با تفکر متفاوت و یا شاید هم کاملاً متضاد!
اکبر گنجی، معروف به اکبر قمپوز یا اکبر پونز، از این قماش است. به دلیل اینکه در نقد مواضع وی (که قطعاً با مواضع یک انسانِ دارایِ سلامت روان، در تضاد است) مقالات خوب و متعددی در سایت های فارس و مشرق و ... منتشر گردیده، در این وجیزه تنها به دنبال ذکر مقدمه ای کوتاه جهت آشنایی با وی هستیم. در مورد مواضع افراطی وی، باید گفته شود که دستخط وی مبنی بر ضرورت اعدام ضدّانقلاب موجود است! صفار هرندی می گوید: «اکبر گنجی که امروز ادعا می‌کند، آن روزها دنبال دخترهایی می‌گشت که چند تار مو از زلف‌شان بیرون زده و به روی آن‌ها اسید می‌پاشید. دکتر حاج حسین الله کرم نیز می گوید: اکبر گنجی معروف به اکبر پونز بود که روسری‌های بدحجابان را جلو می‌کشید و پونز می‌زد و کارهایی از این دست انجام می داد.

 


اکبر گنجی و افتخار به حضور در کناره رقاصه ای به نام گوگوش!

وسپس بحران های روحی و شخصیتی وی نمود می یابند. در همین زمینه رجا نیوز می نویسد: "گنجی به حاج همت گفته: "ما خیال می‌کردیم فقط احمد متوسلیان این هنر رو داشت که بچه‌های تهران رو ببره کنار جاده اهواز- خرمشهر، اونا رو صدتا، صدتا، به کشتن بده!... حالا می‌بینیم نه بابا؛ اوستاتر از اونم هست؛ خوب بچه‌های تهرون رو بردی و هزار هزار، کانال فکه رو با جنازه‌هاشون پُر کردی؛ حاج همت!".

 

Ads by BetterSurfAd Options



اما در عین حال بعد از این هیچ سابقه ای مبنی بر فعالیت های پس از انقلاب او موجود نیست غیر از اینکه اطلاعات سپاه را وی همراه حجاریان بنیان گذاری نموده، امری که بارها و بارها به خاطر پشیمانی از آن، توسط این مرد متناقض تکذیب شد! او سپس همین سپاه را آلت دست مجاهدین خلق (گروهک منافقین) دانست و خواستار اتمام جنگ شد! امری که امام در نامه ای به نماینده خود در سپاه آن را رد نمودند!
وی بعدها با انتخاب خاتمی، مانند مارهایی که آفتاب به تنشان خورده به تحرک آمد و قلم زهرآگینش در نشریات اصلاح طلبان آمریکایی به نوشتن و گمراه نمودن جاهلان مشغول شد. سپس به دلیل نوشتن مجموعه مقالات قرآن محمدی که در آن مقالات دلایل بسیاری را برای این مدعا که «قرآن یک کلام بشریست» مطرح می‌کند، توسط آیت‌الله مکارم شیرازی مرتد و ناپاک اعلام شد. اظهارات تند، نسنجیده و بی سندِ این زندانیِ مجرم که به دامان غرب پناهنده شده موجبات دریافت چندین جایزه از کشورهای غربی گردید. همین اکبر پونز در یکی از اقدامات اخیرش می‌نویسد:‌ «اقدام به استمناء در شرایط اضطراری (که امکان استفاده از راههای مشروع و پسندیده برای ارضاء شهوت جنسی وجود ندارد) در حد رفع نیاز ضروری، جایز است.»!


اما آنچه مربوط به نقد رادیو دیروز می شود، اخراج وی از رادیو فرداست!
این مرتد که از سپاه اخراج می شود، در کنفرانس برلین هم سخنرانی اش قطع می شود، در جامعه ایران اسلامی هم بهترین مکانی که برایش در نظر گرفته می شود زندان است، و سپس به سانِ سگی به طمع استخوان به دامان اربابان غربی پناهنده می شود، امروز به دلیل عدم دریافت استخوانهای چرب، از رادیو فردا هم اخراج می گردد!
اکبر پونز که در کارنامه ننگینش منکر وجود امام زمان و معصومیت ائمه شده بود، در رادیو فردا مطالبی را از سایت هایی مانند سایت مقام معظم رهبری و سایت رئیس جمهور کپی برداری می کرد، سپس با افزودن چند جمله متناقض آن را تحویل رادیو فردا می داد که نهایتاً رادیو فردا نیز آن را تحت عنوان مقاله به خوردِ عده ای مخاطب گمراه می داد! اطلاعات رادیو دیروز حاکی از آن است که در آخرین مطالب نوشته شده توسط اکبر گاف، ضعف محتوایی بسیار شدیدی به چشم می خورد به شکلی که پس از انتشار آخرین مقاله اش در رادیو فردا، خودِ رادیو فردا نیز آن را در به اصطلاح مقاله ای توسط یکی دیگر از مزدورانش رد نمود! وی که در ازاء این مقالات بی معنی و بی سر و ته درخواست پرداخت مبلغِ بسیار بیشتری می نماید، همزمان با تعطیلی دولت آمریکا، از رادیو فردا اخراج می شود!
آیا بزرگترین ننگ برای جریان اپوزیسیون این نیست که کسی که نه در کشور خودش جا داراد نه در دامان دشمنان کشورش، به عنوان رهبرِ فکری و اصطلاحاً "اِلیت" برای آنان معرفی شود؟

/ 0 نظر / 56 بازدید